[صفحه اصلي ]    
مجله دندانپزشكي جامعه اسلامي دندانپزشكان awt-yekta Journal of Islamic Dental Association of Iran
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: آرشيو :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقالات :: برقراري ارتباط ::
:: دوره 21, شماره 2 - ( 6-1388 ) ::
برگشت به فهرست نشريات جلد 21 شماره 2 صفحات 91-94
XML صدق و اخلاق Print

[English Abstract]
نويسندگان: شهيد آيت‌اله مرتضی مطهری *
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: عمومى
چکيده مقاله:

صدق و اخلاق

 

 

شهيد آيت‌اله مرتضی مطهری

 

خداشناسی خود به خود بر روی تمام شخصيت، روحيه، اخلاق و اعمال بشر اثر می‌گذارد، اندازه اين تأثير به درجه ايمان فرد بستگی دارد، هر اندازه ايمان انسان قويتر و شديدتر باشد نفوذ خداشناسی در وجود وی بيشتر می‌گردد و شخصيت آدمی را بيشتر تحت سيطره خود قرار می‌دهد.

تأثير و نفوذ خداشناسی در انسان مراتب و درجات دارد و تفاوت انسانها از نظر کمال انسانی و قرب به خداوند به اين درجات بستگی دارد و همه اينها «صدق» و «اخلاص» ناميده می‌شود، يعنی همه اين درجات، درجات صدق و اخلاص است. توضيح اينکه قبلاً اشاره گرديد: آنگاه که به خدا رو می‌آوريم و او را عبادت می‌کنيم چنين ابراز می‌داريم که تنها مستحق اطاعت، ذات احديت است و من در مقابل او تسليم محض هستم. اين‌گونه ايستادن و ابراز داشتن عبادت است و جز برای خدا جايز نيست. ولی اين اظهار و ابراز ما تا چه اندازه دارای «صدق» است يعنی ما در عمل تا چه اندازه قيد تسليم در برابر غير خدا را رها کرده‌ايم و در مقابل ذات او تسليم محض هستيم؟ اين جهت به درجه ايمان ما بستگی دارد مسلماً همه افراد از نظر صدق و اخلاص در يک درجه نيستند. برخی تا اين حّد پيش می‌روند که عملاً جز امر خدا بر وجود آنها حاکم نيست، از درون و برون فرماندهی جز خدا ندارند، نه هوای نفس و تمايلات نفسانی می‌تواند آنها را از اين سو به آن سو بکشاند و نه يک انسان ديگر می‌تواند آنان را مسخر فرمان خويش سازد. به تمايلات نفسانی آن اندازه اجازه فعاليت می‌دهند که موافق رضای خدا باشد و البته رضای خدا همان راهی است که انسان را به کمال واقعی خود می‌رساند و فرمان انسانهای ديگر از قبيل پدر، مادر، معلم و غيره را برای رضای خدا و در حدود اجازه خدا انجام می‌دهند. برخی از اين پيشتر می‌روند و مطلوب و محبوبی جز خدا ندارند، خداوند محبوب و معشوق اصلی آنها قرار می‌گيرد و خلق خدا را به حکم اينکه : «هر کس چيزی را دوست بدارد آثار آن چيز و نشانه‌ها و يادگارهای آن چيز را نيز دوست می‌دارد»، از آن جهت دوست می‌دارند که آثار و مخلوقات الهی و آيات و نشانه‌ها و يادگارها و يادآورهای خدا می‌باشند. برخی پا را از اين هم فراتر می‌گذارند و جز او و جلوه‌های او چيزی نمی‌بينند، يعنی او را در همه چيز می‌بينند، همه چيز در حکم آيينه و همه جهان يک آيينه خانه می‌شود که به هر سو بنگرند او را و جلوه او را می‌بينند، زبان حالشان اين می‌شود که:

به صحـرا بنگـرم صحـرا تو بينـم            به دريـا بنگـرم دريا تو بينـم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت         نشان از روی زيبای تو بينـم

امام علی (ع) فرمود: «هيچ چيزی را نديدم مگر آنکه قبل از او و با او خدا را ديدم». يک نفر عبادتگر آنچه را در حال عبادت با خدای خويش در ميان می‌گذارد، در متن زندگی آن را پياده می‌کند و به مرحله «صدق» در می‌آورد.

عبادت برای يک عبادتگر واقعی «پيمان» است و صحنه زندگی وفای پيمان است. اين پيمان مشتمل بر دو شرط اصلی است: يکی رهايی و آزادی از حکومت و اطاعت غير خدا، اعم از هوای نفس و مطامع نفسانی و از موجودات و اشيا و اشخاص و دوم تسليم محض در مقابل آنچه خدا به آن امر می‌کند و به آن راضی است و آن را دوست می‌دارد.

عبادت واقعی برای عبادتگر عامل بزرگ و اساسی، تربيت و پرورش روحی او است. عبادت، برای عبادتگر درس است. درس وارستگی، آزاد منشی، فداکاری، محبت خدا، محبت خلق خدا، محبت امر خدا، همبستگی و دوستی اهل حق، احسان و خدمت به خلق و ... . از آنچه توضيح داده شد روشن گرديد که توحيد اسلامی، هيچ انگيزه‌ای غير خدا را نمی‌پذيرد، واقعيت تکاملی انسان و واقعيت تکاملی جهان واقعيت «به سوی اوئي» است، هر چه رو به آن سو ندارد باطل و بر ضد مسير تکاملی خلقت است. از نظر اسلام همچنان‌که کار خود را بايد برای خدا کرد، کار خلق را نيز بايد برای خدا کرد. اينکه گفته می‌شود کار برای خدا يعنی کار برای خلق، راه خدا و خلق يکی است و برای خدا يعنی برای خلق و گرنه کار برای خدا منهای خلق آخوندبازی و صوفيگری است، سخن نادرستی است. از نظر اسلام راه، راه خداست و بس و مقصد خداست نه چيز ديگر. اما راه خدا از ميان خلق می‌گذرد. کار برای خود کردن نفس پرستی است، کار برای خلق کردن بت پرستی است، کار برای خدا و برای خلق کردن شرک و دوگانه پرستی است، کار خود و کار خلق برای خدا کردن توحيد و خداپرستی است. در روش توحيدی اسلامی کارها بايد به نام خدا آغاز شود. آغاز کردن کار به نام خلق بت پرستی است و به نام خدا و خلق شرک و بت پرستی است و تنها به نام خدا توحيد و يگانه پرستی است. از قرآن مجيد در مورد اخلاص، نکته جالبی استفاده می‌شود و آن اينکه مخلص بودن (به کسر لام) غير از مخلص بودن (به فتح لام) است. مخلص بودن (به کسر لام) يعنی در عمل اخلاص ورزيدن، عمل را پاک و خالص برای خدا انجام دادن. اما مخلص بودن به فتح لام، يعنی پاک و خالص شده برای خدا. بديهی است که پاک و خالص کردن عمل چيزی است و پاک و خالص بودن به تمام وجود چيز ديگر است.

وحدت و يگانگی جهان

 آيا جهان، (طبيعت= مخلوقات مکانی و زمانی خدا) در مجموع خود يک «واحد» حقيقی است؟ آيا لازمه توحيد يعنی يگانگی خدا در ذات و صفات و فاعليت اين است که خلقت در مجموع خود از نوعی يگانگی برخوردار باشد؟ اگر همه جهان در حکم يک واحد مرتبط است اين ارتباط به چه شکل است؟ آيا از نوع ارتباط اجزای يک ماشين است که صرفاً يک پيوند عرضی و مصنوعی است و يا از نوع ارتباط اعضا يک اندام است با اندام؟ به عبارت ديگر آيا ارتباط اجزا جهان با جهان ارتباط مکانيکی است يا ارگانيکي؟ در جلد پنجم اصول فلسفه درباره اين مطلب که وحدت جهان چه نوع وحدتی است بحث گرديده است. همچنان که در کتاب عدل الهی نيز درباره اينکه طبيعت يک «کل تجزيه ناپذير» است و نبودن يک جزء از طبيعت مساوی است با نبودن کل و برداشتن آنچه به اصطلاح «شرور» ناميده می‌شود از طبيعت مساوی است با نيستی تمام طبيعت سخن گفته شده است. فلاسفه جديد بالاخص فيلسوف بزرگ آلمانی، هِگل اصل «اندام وارگي» را، يعنی اينکه رابطه اجزای طبيعت با کل، رابطه عضو با اندام است تأييد کرده‌اند. هگل روی اصولی به اثبات اين مطلب می‌پردازد که قبول آنها متوقف است بر قبول همه اصول فلسفه او. پيروان مادی هِگل، يعنی طرفداران ماترياليسم ديالکتيک نيز اين اصل را از هِگل گرفته و تحت عنوان اصل تأثير متقابل، يا اصل ارتباط همگانی اشيا يا اصل همبستگی تضادها به شدت از آن دفاع می‌کنند و مدعی هستند که رابطه جزء با کل در طبيعت، رابطه ارگانيکی است نه مکانيکی. ولی آنجا که در مقام اثبات بر می‌آيند جز رابطه مکانيکی را نمی‌توانند اثبات کنند. حقيقت اين است که روی اصول فلسفه مادی، اثبات اينکه جهان در کل خود به منزله يک اندام است و رابطه اجزا با کل رابطه عضو با اندام است غير قابل اثبات است. فلاسفه الهی که از قديم الايام ادعا کرده‌اند جهان «انسان کبير» است و انسان «عالم صغير» به چنين رابطه‌ای نظر داشته‌اند. در ميان فلاسفه اسلامی «اخوان الصفا» بيش از ساير فلاسفه بر اين موضوع اصرار داشته‌اند. عرفا نيز به نوبه خود بيش از حکما و فلاسفه به جهان و هستی به چشم وحدت می‌نگرند. از نظر عرفا تمام خلقت و کائنات «جلوه واحد» شاهد ازلی است.

عکس روی تـو چــو در آينــه جــام افتــاد           عارف از پرتو مِی در طمع خام افتاد

حسن روی تو به «يک جلوه» که در آينه کرد         اين همه نقش در آيينـه اوهـام افتـاد

عرفا ما سوی را «فيض مقدس» می‌نامند و در مقام تمثيل می‌گويند فيض مقدس مانند مخروط است که از جهت «رأس» يعنی از جهت ارتباط با ذات حق بسيط محض است و از جهت قاعده، ممتد و منبسط. در اينجا به هيچ يک از بياناتی که فلاسفه يا عرفا کـرده‌اند نمی‌پردازيم، مطلب را از آن جهت که به مباحث گذشته ما ارتباط دارد تعقيب می‌کنيم. در گذشته گفتيم که جهان واقعيت «از اوئي» دارد. از طرفی در محل خود ثابت است که جهان يک واقعيت متحرک و سيال نيست، بلکه عين حرکت و سيلان است. از طرف ديگر در مباحث حرکت اين نکته به ثبوت رسيده است که وحدت مبدا و وحدت منتها و وحدت مسير، به حرکتها نوعی وحدت و يگانگی می‌بخشد. پس نظر به اينکه کل جهان از يک مبدا و به سوی يک مقصد و در يک مسير تکاملی روان است، خواه‌ناخواه جهان از نوعی وحدت و يگانگی برخوردار است.

غيبت و شهادت

جهان بينی توحيدی اسلامی، جهان را مجموعه‌ای از غيب و شهادت می‌داند، يعنی جهان را تقسيم می‌کند به دو بخش: جهان غيب و جهان شهادت. در خود قرآن کريم مکرر از غيب و شهادت، خصوصاً از غيب ياد شده است. ايمان به «غيب» رکن ايمان اسلامی است: الذين يومنون بالغيب (سوره بقره آيه 2) «آنان‌که به غيب ايمان می‌آورند.» و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو (سوره انعام آيه 59) «خزائن غيب نزد او است و جز او کسی به آنها آگاه نيست.»

غيب يا نهان دو گونه است: نسبی و مطلق. غيب نسبی يعنی چيزی که از حواس يک نفر به علت دور بودن او از آن يا علتی نظير اين، نهان است. مثلاً برای کسی که در تهران است، تهران شهادت است و اصفهان غيب است، اما برای کسی که در اصفهان است، اصفهان شهادت است و تهران غيب است.

در قرآن کريم در مواردی کلمه غيب به همين مفهوم نسبی آمده است. مثل آنجا که (سوره هود آيه 49) می‌فرمايد: تلک من انباء الغيب نوحيها اليک. «اينها از جمله خبرهای غيب است که بر تو وحی می‌کنيم.» بديهی است که قصص گذشتگان برای مردم اين زمان غيب است اما برای خود آنها شهادت است.

ولی در مواردی ديگر قرآن کريم کلمه غيب را به حقايقی اطلاق می‌کند که «ناديدني» است، فرق است ميان واقعيتی که قابل حس و لمس باشد ولی به علت دوری يا مانع ديده نشود، (آنچنان‌که اصفهان از کسانی که در تهران هستند نهان است) و ميان واقعيتهائی که به علت نامحدودی و غير مادی بودن قابل احساس به حواس ظاهره نيست و به اين اعتبار نهان است. بديهی است آنجا که قرآن مؤمنان را توصيف می‌کند که به «غيب» ايمان دارند، مقصود غيب نسبی نيست، به غيب نسبی همه مردم اعم از کافر و مؤمن ايمان و اعتراف دارند. همچنين آنجا که می‌فرمايد: و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو (سوره انعام آيه 59) که اطلاع بر غيب نسبی سازگار نيست. آنجا که غيب و شهادت با يکديگر ذکر می‌شوند مثلاً در (سوره حشر آيه 22) می‌فرمايد: عالم الغيب و الشهاده هو الرحمن الرحيم «او دانای نهان و پيداست، او بخشنده و مهربان است» يعنی دانای محسوس و نامحسوس است، باز ناظر به غيب ناديدنی است نه غيب نسبی.

 رابطه اين دو جهان (جهان غيب و جهان شهادت) چگونه است؟ آيا جهان محسوس، مرزی دارد و ورای اين مرز جهان غيب است. مثلاً از آنجا تا پشت بام آسمان جهان شهادت است و از آن به بعد جهان غيب است. بديهی است که اين‌گونه تصورات عاميانه است. با اين فرض که مرزی جسمانی دو جهان را از هم جدا کند. هر دو جا شهادت و هر دو جهان جسمانی و مادی خواهد بود. رابطه غيب و شهادت را با تعبيری مادی و جسمانی نمی‌توان توضيح داد حداکثر تعبيری که مطلب را به ذهن نزديک کند اين است که بگوييم شبيه رابطه اصل و فرع يا شخص و سايه است يعنی اين جهان به منزله انعکاسی از آن جهان است. از قرآن چنين استنباط می‌شود که هر چه در اين جهان است، «وجود تنزل يافته» موجودات جهان ديگر است. آنچه در آيه سابق الذکر «مفاتح» ناميده شده در آيه ديگر «خزائن» ناميده شده است. و ان من شيی الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم (سوره حجر آيه 21) «هيچ چيزی نيست مگر آنکه خزانه‌ها و اصلهای آن نزد ماست، از آن فرود نمی‌آوريم مگر به اندازه معين.» به اين حساب است که قرآن همه چيز حتی اشيائی نظير سنگ و آهن را «نازل شده» تلقی می‌کند. و انزلنا الحديد (سوره حديد آيه 25) «ما آهن را فرود آورديم.» بديهی است که منظور اين نيست که همه اشيا و از آن جمله آهن را از مکانی به مکانی ديگر انتقال داده‌ايم. آری آنچه در اين جهان است «حقيقت»، «اصل» و «کنه» آن در جهانی ديگر است که جهان غيب است و آنچه در آن جهان است «رقيقه»اش، «ظل» و «سايه»اش، مرتبه تنزل يافته‌اش در اين جهان است.

چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستي           صورتی در زير دارد آنچه در بالاستی

صورت زيـريـن اگـر با نـردبــان معــرفت          بر رود بالا همی با اصل خود يکتاستی

صورت عقلـی که بی پايان و جاويـدان بود           با همه و بـی همه مجموعـه و يکتاستی

اين سخن را در نيــابـد هيـچ فهم ظاهــري           گر ابونصرستی و گر بوعلی سيناستی

قرآن همچنان‌که تحت عنوان «غيب» نوعی ايمان و بينش را درباره هستی عرضه می‌دارد و لازم می‌شمارد احياناً تحت عناوين ديگر اين مطلب را بيان می‌کند از قبيل ايمان به «ملائکه» يا ايمان به رسالت رسل (ايمان به وحی).

آمن الرسول بما انزل اليه من ربه و المومنون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله (سوره بقره آيه 285) «پيامبر و مومنان به آنچه بر پيامبر فرود آمده ايمان دارند، همه ايمان دارند به خدا و فرشتگانش و کتابهايش و فرستادگانش.»

ومن يکفر بالله و ملائکته و کتبه و رسله و اليوم الاخر فقد ضل ضلالا بعيدا (سوره نساء آيه 196) «آنکس که به خدا و فرشتگانش و کتابهايش و پيامبرانش و روز بازپسين کفر بورزد گمراه شده گمراه شدن دوری.» در اين دو آيه ايمان به کتابهای خدا مستقلاً ذکر شده است. اگر مقصود از اين کتابها کتابهای آسمانی بود که بر پيامبران نازل شده است همان ايمان به رسل کافی بود. اين قرينه است که مقصود از اين کتابها حقايقی از نوعی ديگر است که از نوع دفتر و ورقه نيست. در خود قرآن مکرر از حقايقی نهانی و غيبی با نام «کتاب مبين»، «لوح محفوظ»، «ام الکتاب»، «کتاب مرقوم» و «کتاب مکنون» ياد شده است. ايمان به اين نوع کتب ماورائی جزئی از ايمان اسلامی است. اساساً پيامبران آمده‌اند که به بشر آن‌گونه بينش و جهان‌بينی بدهند که بشر تا آنجا که برايش مقدور است تصوری هر چند مجمل از مجموع نظام آفرينش داشته باشد، خلقت آفرينش محدود به امور حس کردنی و لمس کردنی که در حوزه علوم حسی و تجربی است نمی‌باشد. پيامبران می‌خواهند بينش انسان را از محسوس تا معقول و از آشکار تا نهان و از محدود تا نامحدود بالا ببرند. ليکن موج انديشه‌های محدود مادی و حسی که از مغرب زمين برخاسته به آنجا کشيده که گروهی اصرار دارند همه مفاهيم عالی، وسيع و گسترده جهان‌بينی اسلامی را تا سطح محسوسات و ماديات تنزل دهند.

دنيا و آخرت

يکی ديگر از ارکان جهان‌بينی اسلامی، تقسيم جهان است به دنيا و آخرت. آنچه قبلاً تحت عنوان غيب و شهادت گفته شد مربوط بود به جهانی مقدم بر اين جهان. جهانی که سازنده اين جهان و تدبيرکننده اين جهان است، اگرچه از يک نظر جهان آخرت غيب است و جهان دنيا شهادت، ولی نظر به اينکه جهان آخرت متاخر از جهان دنياست جهانی است که انسان به سوی آن بازگشت می‌کند. تحت عنوان مستقل قابل توضيح است. جهان غيب جهانی است که از آنجا آمده‌ايم و جهان آخرت جهانی است که به آنجا می‌‌رويم. اين است معنی سخن علی عليه‌السلام : رحم الله امرء علم من اين و فی اين و الی اين؟ رحمت حق شامل حال کسی که بداند : از کجا آمده؟ در کجاست؟ به کجا می‌رود؟ علی نفرمود خدا رحمت کند کسی را که بداند از چه؟ و در چه؟ و از چه؟ اگر چنين می‌گفت، می‌گفتيم مقصود اين است که از چه آفريده شده‌ايم؟ از خاک. اگر چنين گفته بود اشاره‌ای بود به آيه 55 سوره طه که: منها خلقناکم و فيها نعيدکم و منها نخرجکم تاره اخری «شما را از زمين آفريده‌ايم و به زمين بازمی‌گردانيم و از زمين بار ديگر بيرون می‌آوريم.»

اما سخن علی در اينجا ناظر به آيات ديگری از قرآن است و مفهوم بالاتری دارد و آن اينکه از چه جهانی آمده‌ايم؟ در چه جهانی هستيم؟ به سوی چه جهانی می‌رويم؟ دنيا و آخرت هم نيز مانند غيب و شهادت، از نظر جهان‌بينی اسلامی دو مفهوم مطلقند نه نسبی و به تعبير قرآن هر کدام نشئه‌ای جداگانه هستند، آنچه نسبی است کار دنيايی و کار آخرتی است. يعنی يک کار اگر به منظور نفس پرستی باشد کار دنيايی است و احياناً همان کار اگر برای خدا و در راه رضای خدا باشد کار آخرتی است. در ادامه تحت عنوان «زندگی جاويد با حيات اخروي» درباره دنيا و آخرت بحث خواهيم کرد.

والسلام عليکم و رحمه‌اله و برکاته

(ادامه دارد)

واژه‌هاي كليدي
متن كامل [PDF 95 kb]
نحوه استناد به مقاله
Download citation data for: BibTeX | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks |  
Send citation data to: CiteULike | RefWorks |
مطهری شهيد آيت‌اله مرتضی، صدق و اخلاق مجله دندانپزشكي جامعه اسلامي دندانپزشكان، 1388; 21 (2) :91-94
ارسال نظر درباره این مقاله
نام کاربری یا پست الکترونیک شما:

كد امنيتي را در كادر بنويسيد >
 
برگشت به فهرست نشريات دوره 21, شماره 2 - ( 6-1388 )
مجله دندانپزشكي جامعه اسلامي دندانپزشكان Journal of Islamic Dental Association of Iran
Static site map - Persian site map - English site map - Created in 0.107 seconds with 593 queries by AWT YEKTAWEB 2.0.6.5