تربيت دينی در سيره امام حسين( ع) در واقعه عاشورا
راضيه بديعيان1- دکتر رضا علی نوروزی2 1- دانشجوی کارشناسی ارشد رشته تاريخ و فلسفه تعليم و تربيت دانشگاه اصفهان 2- استاديار گروه آموزشی علوم تربيتی دانشکده علوم تربيتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان خلاصه به نظر میرسد پيچيدگی وجود آدمی و سطحی نگريهای منبعث از انديشههای غيرالهی، تربيت انسان را به بيراهه کشانده است، در حالی که در تربيت الهی هدف آموزش و هدايت آدمی به سوی فلاح و رستگاری است. از اين رو نويسندگان مقاله به شيوه تحليلی به بررسی تربيت دينی در سيره امام حسين (ع) پرداخته و به اين نتايج دست يافتهاند که نهضت عاشورا به عنوان يکی از برجستهترين جلوههای سيره عملی امام حسين (ع) الگوی ارزشمندی در زمينه تربيت دينی است. هدايت و رشد انسانها در راستای تحقق حيات طيبه اهداف تربيتی دينی در واقعه عاشوراست که تحقق آنها زمينهساز دستيابی به هدف غايی تربيت دينی يعنی قرب الهی خواهد بود. توکل، تسليم و رضا در مفهوم پويا و سازنده و عبادت آگاهانه و عزت نفس که صلابت و اقتدار در برابر دشمنان را به همراه دارد از جمله آثار تربيت دينی تجلی يافته در سيره امام است که مبين نقش تربيت دينی در سازندگی درونی انسانهاست. از سوی ديگر توجه به تفاوتهای فردی انسانها در روند تربيت، کلنگری مثبت، عملگرايی و احترام به حقوق ديگران از جمله اصول تربيت دينی در سيره امام حسين (ع) محسوب میشود. نويسنده مسئول: دکتر رضا علی نوروزی، دانشکده علوم تربيتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان e.mail: nowrozi.r@gmail.com مقدمه به بيان صريح قرآن، هدف غايی خلقت انسان عبادت است. «و َمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» و پريان و آدميان را نيافريدم مگر تا مرا [به يگانگي] بپرستند (1)، چرا که ثمره عبادت، عبوديت است. عبد خدا بودن صبغهايی است که شئون مختلف زندگی انسان را به رنگ الهی مزين میسازد و ثمره آن در مهار شهوات و دستيابی به علم تؤام با تزکيه متبلور میگردد. کسب مقام عبوديت تنها در سايه تربيت صحيح محقق خواهد شد. ««رشد در بدن انسان و مهارتهای جسمانی، در جنبههای عقلی، اجتماعی، عاطفی، اخلاقی و دينی ظاهر میگردد» (2)، بنابراين تربيت راهنمای جنبههای مختلف رشد شخصيت فرد يعنی جنبه جسمانی، عقلانی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی و دينی است. تربيت دينی يکی از مهمترين زيرمجموعههای تربيت است. در واقع، اين نوع تربيت که شامل پرورش بعد معنوی انسان و فراهم کردن زمينه ارتباط انسان با خداوند و در نهايت پرورش انسان برای رسيدن به قرب الهی است، میتواند ساير قلمروهای تربيتی را نيز تحت تأثير قرار دهد. بر همين اساس در سيره ائمه معصومين تربيت دينی از تربيت ساير ابعاد وجودی انسان تفکيک نشده است بلکه تربيت جسمانی، عقلانی، عاطفی، و اخلاقی در راستای تربيت دينی صورت میگيرد. نوشته حاضر سعی دارد ضمن بررسی سيره عملی امام حسين (ع) در جريان واقعه عاشورا، اصول تربيت دينی را در سيره ايشان بررسی کرده به ثمرات تربيت دينی در عملکرد ايشان بپردازد. مفهومشناسی تربيت دينی «يکی از مشهورترين نظريههای معاصر درباره تربيت، از آن جان ديويی است. «او تربيت را بازسازی پی در پی تجربه میداند». (3)، به زعم علامه جعفری «اين تعريف، تعريف جامعی نيست. نوسازی تجربه برای استمرار فعاليت تربيتی يک امر ضروری است، اما نمیتواند تعريفی برای تربيت محسوب شود، زيرا نوسازی تجربه در اسلام تحت عنوان تکاپو در معنی بخشيدن به حيات عنوان شده است». (4)، از منظر راغب اصفهانی «کلمه رب در اصل از ماده تربيت است و آن عبارت است از ايجاد شی برای حالی، پس از حالی تا حد تمام و کمال». (5)، به نظر میرسد بهتر است اين تعريف برای شناخت اصيلترين عنصر تربيت مورد توجه قرار گيرد. از اين رو میتوان گفت که خلقت نيز در راستای تربيت است، چرا که میتواند آدمی را به سوی کمال سوق دهد. به زعم باقری: «مفهوم ربيت و ربانيت (از ريشه ر ب ب ) برای نشان دادن ويژگيهای تربيت اسلامی از مفهوم ( ی ر ب و) مناسبتر است. (6)،در واقع، با اين تعريف مراد از تربيت ربوبی شدن و ربوبی ساختن آدمی است. با عنايت به تعاريف ارايه شده اينگونه میتوان گفت که تربيت دينی جزيی از تربيت در معنای عام نيست، بلکه غايت تربيت و يا تربيت مطلوب محسوب میشود زيرا هدف نهايی تربيت آن است که متربی خويش را ربوبی سازد. بنابراين تربيت مطلوب همان تربيت دينی است. از همين روست که برخی (7) معتقدند «تربيت دينی به معنی اعم محدود به مسايل اعتقادی، معنوی و يا اخلاقی نمیشود بلکه رفتار و انديشه آدمی را در ساير ابعاد فرهنگی سياسی، اعتقادی، اجتماعی، عاطفی و هيجانی در بر میگيرد و در يک کلمه شخصيت انسان را پوشش میدهد.» به زعم توماس برای تربيت دينی تعريف کاملی نمیتوان ارايه داد با اين حال وی تربيت دينی را اين گونه تعريف میکند: «آموزش نظاممند و طراحی شده اعتقادی درباره هستی، قدرت برتر، مراسم دينی و عبادی، ارزشهای اخلاقی شخصی و اخلاقيات حاکم بر روابط انسانی و يافتن معنا و هدف زندگي». (8) تعاريف فوق مبين اين نکته اساسی است که توجه به بعد ارزشی و اعتقادی جز لاينفک تربيت دينی است. با اين وجود در فرهنگ منبعث از تعاليم اسلامی تربيت دينی، تربيت مطلوبی است که از جزئيترين مسايل زندگی تا مسايل عمده آن را در بر میگيرد و کل شخصيت انسان را پوشش میدهد زيرا تربيت دينی به معنای متخلق شدن به اخلاق الهی است که هدف بعثت تمام پيامبران میباشد. به زعم هوشيار «تعليم و تربيت فعل و انفعالی است ميان دو قطب سيال که مسبوق به اصلی و متوجه هدفی و مستلزم طرح و نقشهايی باشد». (9)، بنابراين تعريف، اصل، هدف و طرح و نقشهايی که به منظور نيل به اهداف مورد نظر تنظيم شده است سه رکن اصلی تعليم و تربيت محسوب میشود. در تربيت دينی به عنوان «جنبهايی از فرايند تعليم و تربيت که ناظر به پرورش ابعاد شناختی، عاطفی و عملی متربی در راستای تحقق شخصيتی متدين است». (10)، اين سه رکن اساسی از اهميت ويژهايی برخوردار است زيرا با توجه به مشخص بودن هدف غايی تربيت دينی که همان دستيابی به قرب الهی است مربی بايد با مطالعه زندگی فردی و جمعی متربيان و با امعان نظر در هستی آنها اصولی را که برای تعالی آنها يعنی وصول به هدف نهايی (قرب الهی) لازم است کشف نمايد. (11)، طراحی نقشه در راستای نيل به هدف نهايی اقدام بعدی مربی است. ثمره اين تربيت، انسان رشد يافتهايی است که کمالات اخلاقی در وجود او تبلور خواهد يافت بنابراين تربيت دينی را میتوان در قالب الف) هدف ب) اصول ج) ثمرات آن بررسی کرد. اهداف تربيت دينی تربيت دينی در سيره امام حسين (ع) عبارت است از: اعمال عمدی و هدفدار ايشان که با توجه به شرايط موجود به منظور احيای آموزههای اسلامی و در راستای هدايت انسانها اعمال کردهاند. ايشان در آغاز حرکت انقلابی خود با مشخص کردن هدف خود که همان اصلاح امت رسول خدا بود بر بُعد تربيتی حرکت خود تأکيد کردند. «انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظلما و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدي» (12) تأکيد امام بر اصلاح امت پيامبر مبين رويکرد تربيتی اين حرکت عظيم است. که از يک سو جنبه اصلاحی و تربيتی دارد و از سوی ديگر با توجه به تأکيد بر احيای سنتهای نبوی در راستای تربيت دينی صورت گرفته است. «هدايت و رشد، حيات طيبه و تقوا مهمترين اهداف تربيت دينی در اسلام محسوب میشود». (13)، اين اهداف زمينه تحقق هدف غايی تربيت دينی يعنی قرب الهی را فراهم مینمايد. «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدي» که بر جنبه اصلاحی حرکت امام تأکيد دارد بيانگر توجه امام به هدايت و رشد امت پيامبر به عنوان يک هدف تربيتی مهم است. سيد الشهدا (ع) به عنوان يک هادی تنها به شناساندن راه اکتفا نمینمايند بلکه ضمن طی طريق در راستای هدايت متربيان خود در اقصی نقاط جهان اسلام تلاش میکنند. دستيابی به حيات طيبه و فراهم سازی زمينه تحقق حيات طيبه يکی ديگر از اهداف تربيت دينی است. «حيات طيبه به معنای زندگی پاک است و همچون طهارت، جميع شئون زندگی انسان را در بر میگيرد، از پاکی و طهارت جسمی گرفته تا فکری، عقلی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و سياسی. (14)، دستيابی به حيات طيبه در سيره امام حسين (ع) از جايگاه ويژهايی برخوردار است، تأکيد امام (ع) بر تن به ذلت ندادن «أَنَّهُ لَا أُعْطِی الدَّنِيَّهَ مِنْ نَفْسِی أَبَدا» (15) و اعراض از تبعيت انسانهای دون مايهايی نظير يزيد در جايی که میفرمايند: «ما خاندان پيامبر (ص) و کانون رسالت هستيم و آستانه ما محل رفت و آمد فرشتگان است، دفتر هستی به وسيله ما باز ميشود و صراط کمال به وسيله ما ختم ميگردد، يزيد مردی فاسق شرابخوار، آدمکش و جنايتکار آشکار و گستاخ است و مثلی لا يبايع بمثله، شخصی مثل من با فردی مثل او بيعت نميکند». (16)، مبين اين نکته اساسی است که واقعه عاشورا در راستای تحقق حيات طيبه امام و امت اسلامی به وقوع پيوسته است. قرب و اوج آن يعنی رضوان، هدف غايی تربيت دينی است «هر قدر توجه انسان به خدا عميقتر و پايدارتر باشد و به هر ميزان که انسان بيشتر احساس حضور در محضر خدا را داشته باشد، قرب افزونتری ايجاد میشود». (17) هدف غايی تربيت دينی در سيره امام حسين (ع) و به طور ويژه در جريان واقعه عاشورا دست يابی به قرب الهی است. از همين رو امام (ع) در آغاز حرکت خود به سوی عراق مردم را مورد خطاب قرار داده میفرمايند: «هر که تصميم ملاقات با خدا دارد با ما کوچ کند». (18)، قرب الهی در سايه توجه عميق و هميشگی به ذات اقدس الهی حاصل میشود رويکردی که در سراسر زندگی امام حسين (ع) خاصه در جريان واقعه عاشورا مشهود است. جمله ايشان پس از شهادت حضرت علی اصغر (ع) مبين تحقق هدف غايی تربيت دينی يعنی قربالهی در وجود ايشان است «اَهوَن عَلی ما نزِلَ بی انَّهُ بِعَينِ اله». (19) سيره امام حسين (ع) و اصول تربيت دينی در اين بخش، مباحثی که در سيره امام حسين (ع) به عنوان اصول تربيت دينی مشاهده می شود بررسی، مطرح و تبيين میگردد. انسان موجودی است که در تعامل با جامعه و روابط و مناسبات اجتماعی رشد میکند. بنابراين تربيت دينی در صورتی به اهداف متعالی خويش خواهد رسيد که از تعاملات انسان با ساير انسانها غافل نباشد. در جريان اين ارتباط دو سويه است که از يک سو انسان از ديگران اثر میپذيرد و از سوی ديگر منشا تغيير ديگران میگردد. در جريان عاشورا آموزههای تربيتی فراوانی در راستای ارتباط امام با ديگران وجود دارد که مبين اصول اساسی تربيت دينی است. بخشی از اين اصول تربيتی که در راستای تحقق تربيت دينی و بر اساس مقتضيات زمان و مکان و ويژگيهای اختصاصی متربيان (ياران امام) به کار گرفته شده عبارتند از عفو و مثبتنگری در راستای هدايت انسانها، در نظر گرفتن تفاوتهای فردی، و عملگرايی در جريان تربيت دينی. مثبت نگری در راستای هدايت انسانها انسان موجودی است که در والاترين درجه شرافت قرار دارد. همه چيز فرع اوست و او مسجود فرشتگان است «وَ لَقَد کَرَّمنا بَنی آدَم» با اين وجود مسير پر فراز و نشيب زندگی و انتخابهای ناآگاهانه کرامت او را تضعيف میکند و او را در معرض تحقير و تضعيف نفس قرار میدهد. البته توبه راهی است برای بازيابی کرامت نفس از دست رفته «کريم کسی است که از حرامها دوری گزيند و از عيبها پاک باشد». (20)، فراموشی گذشته سياه انسانها و پيش داوری نکردن در مورد آنها نيازمند نوعی مثبتنگری است. با ديده احترام به انسانها نگريستن و پرهيز کردن از قضاوتهای شتابزدهای که از عملکرد گذشته افراد نشأت میگيرد، اصل تربيتی مهمی است که کاربرد آن در مواجهه با نادمان نوعی بسترسازی تربيتی در راستای هدايت انسانهاست. امام حسين (ع) به عنوان يک مربی آگاه ضمن توجه به اين اصل مهم با به کارگيری شيوه های تربيتی مناسب زمينه را برای هدايت افراد فراهم میکردند. ملاک امام برای مواجهه با توبهکنندگان عملکرد صحيح ايشان در زمان حال بود نه اعمال گذشته آنها. نمونه بارز مواجهه امام با توابين مواجهه ايشان با حُّر است. «محمّد بن ابوطالب و صاحب کتاب مناقب و ابن اثير که به گفته همه متقارب است میگويند: حُّر نزد امام حسين (ع) آمد و گفت: يا بن رسول اللَّه! من اول کسی بودم که به تو خروج کردم. به من اجازه بده تا در جلو تو اولين قتيل باشم و اولين کسی باشم که فردای قيامت با جد تو مصافحه نمايم». (21)، امام (ع) در برخورد با حُّر هيچ اشارهای به اعمال گذشته حُّر و ممانعت وی از حرکت اهلبيت نمینمايد و در جواب حُّر که نگران بخشوده شدنش توسط امام است میفرمايد: «توبهات را خدا قبول کند فرود آي». (22)، عکسالعمل امام نسبت به حُّر در نگاه اول حاکی از نوعی مثبتنگری است. زيرا کوچکترين اقدام و يا حتی جملهای که حاکی از سوء ظن در برخورد اوليه امام (ع) با حُّر به عنوان يکی از سرداران سپاه دشمن، در تاريخ گزارش نشده است. امام (ع) حُّر را با آغوش باز میپذيرد. سيره عملی امام در جريان حادثه کربلا مبين اين اصل مهم در تربيت دينی است که گذشته افراد هر چقدر هم سياه باشد قابل چشمپوشی است و به محض پشيمانی افراد و عزم آنها در جبران خطاها بايد گذشته سياه آنها را فراموش کرد. «بخشش کينهها را از ميان میبرد». (23)، همين عفو و گذشت است که باعث میشود امام، حُّر را با آغوش باز بپذيرد و در هنگام شهادت بر بالين او حاضر شده با ظرافتی بسيار در گفتار، عملکرد اورا مورد تأييد و تحسين قرار دهد. امام ضمن اشاره به مفهوم لغوی اسم حُّر از يک سو اقدام مادر حُّر را در انتخاب نامی زيبا برای فرزندش تحسين میکند و از سوی ديگر حُّر را به عنوان آزاد مردی که در آخرين لحظات خود را از فشار روانی حاکم بر سپاه عمر سعد رها کرد و آزادانه به ندای حق گوش فرا داد ستايش میکند. در نظر گرفتن تفاوتهای فردی هر چند پرداختن به بحث تفاوتهای فردی در عرصه تعليم و تربيت از ديرباز مطرح بوده اما توجه جدّی به آن در سدههای اخير صورت گرفته است. اين در حالی است که در آموزههای دينی اين مسئله از همان ابتدا به عنوان يک اصل اساسی مد نظر قرار گرفته است در آيه 286 سوره بقره اين موضوع صراحتاً بيان شده است: «لاَ يُکَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا» خداوند هيچ کس را، جز به اندازه توانايیاش، تکليف نمیکند. آيات 233 بقره، 52 انعام و 42 اعراف نيز بيانگر اهميت تفاوتهای فردی در اسلام است. متناسبسازی تکاليف دينی با شرايط جسمی و حتی موقعيت مکانی و زمانی افراد بيانگر کاربردی شدن اين اصل کلی در رويکرد تربيتی دين اسلام است. اين اصل مهم از آنچنان اهميتی برخوردار است که امام حسين (ع) در سختترين شرايط از آن غافل نمیشود و با در نظر گرفتن احوالات ياران خود بيعت خود را از برخی از آنها به طور اختصاصی بر میدارد به عنوان نمونه امام (ع) وقتی شنيد که پسر محمد بن بشير حضرمی در سرحد ری اسير شده است به او فرمود: «خدا تو را رحمت کند من بيعت خويش را از تو برداشتم تو برو در تلاش آزاد کردن پسرت باش». (24)، امام با بصيرتی فراوان با ملاحظه وضعيت روحی محمد بن بشير در سختترين شرايط که از ديدگاه استراتژيستهای جنگی وجود يک نفر نيز از اهميت بسزايی برخوردار است بيعت خويش را از او بر میدارد. از ديدگاه امام آرامش روحی افراد در هنگام انتخاب راه و در پی آن نبرد از اهميت فراوانی برخوردار است. بنابراين امام با توجه تفاوتهايی که در پی برخی حوادث در روحيه افراد ايجاد میشود بيعت خود را از آنها را برمیدارد اين اقدام امام نمود بارز توجه به اصل تفاوتهای فردی در جريان تربيت دينی است. عملگرايی يکی از بزرگترين آفتهای تربيت دينی فقدان عملگرايی در اين عرصه است. تلاش در جهت نهادينه کردن رفتارهای دينی در ساير افراد امری است پسنديده اما ترغيب و تشويق ديگران برای دينگرايی بدون محقق شدن اين رفتارها در سيره عملی شخصی نتيجه چندانی به دنبال نخواهد داشت. «قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَي مَکَانَتِکُمْ إِنِّی عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَکُونُ لَهُ عاقِبَهُ الدّارِ إنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظّالِمُونَ» ( انعام/135) عملگرايی در عرصه تربيت دينی از يک سو آزمونی برای سنجش اعتقادات قلبی افراد محسوب میشود و از سوی ديگر الگويی است کارآمد برای ديگران. عملکرد امام حسين (ع) در وقايع عاشورا بيانگر اين اصل مهم است که ايشان فرايض و دستورات دين را به حوزه انديشه محدود نکردهاند، بلکه آن را در سيره عملی خود متبلور ساختهاند، برای مثال تأکيد امام بر نماز و عبادت تنها در محدوده کلام باقی نمیماند، بلکه در عبادتهای ايشان در شب عاشورا و نماز ظهر عاشورا متجلی میشود و تأکيد ايشان بر عفو و گذشت در زمان قدرت در مواجهه ايشان با حُّر و بخشش او به عمل تبديل میگردد «اِعفی النّاسُ مَن عَفا عَن قُدرَتهُ». (25) احترام به حقوق ديگران در فرهنگ اسلامی واژه حق از جايگاه ويژهای برخوردار است، چرا که از والاترين مرتبه وجود تا ادنی مرتبه آن به نوعی با اين واژه مرتبط هستند. بر اين اساس حق شامل حق اله، حق الناس و حق النفس میباشد. احترام به حقوق ديگران يا رعايت حق الناس به عنوان ثمره تربيت دينی در سيره معصومين از جايگاه ويژهايی برخوردار است. نبی مکرم اسلام ناديده گرفتن حقوق ديگران را در زمره گناهان بزرگ قرار میدهد: «از گناهان بزرگ اين است که مال ديگری را بدون حق تصرف کنند». (26)، ادای ديون ديگران مبين احترام به حقوق آنهاست. اين امر از چنان اهميتی برخوردار است که امام حسين (ع) کسانی را که حق الناس بر ذمّه دارند از همراهی خود محروم میکند. ايشان در روز عاشورا رسماً اعلام کرد: «لا يُقْتَلُ مَعِی رَجُلٌ عَلَيهِ دَيْنٌ کسی که حق ديگران بر ذمّه دارد سعادت کشته شدن در جبهه من (و در راه حق) را ندارد.». (27)، اهتمام بر استرداد حقوق ديگران يکی از اصول مهم تربيت دينی است توجه امام حسين (ع) به حقوق ديگران در سختترين شرايط بيانگر جايگاه ويژه اين اصل مهم در تربيت دينی منبعث از انديشههای پيشوايان دينی است. والسلام عليکم و رحمهاله و برکاته (ادامه دارد) |