| |
|
|
| |
 | دوره 21, شماره 1 - ( 3-1388 ) |  | |
| |
 | مرز توحيد و شرک | |
| | نويسندگان: شهيد آيت اله مرتضی مطهری * | | | نوع مطالعه: فرهنگي | موضوع مقاله: عمومى | | | چکيده مقاله: | مرز توحيد و شرک شهيد آيتاله مرتضی مطهری مرز دقيق توحيد و شرک (شرک نظری و عملی) چيست؟ چه نوع انديشهای انديشه توحيدی و چه نوع انديشهای انديشه شرکی است؟ چه نوع عملی، عمل توحيدی و چه نوع عملی، عمل شرکی است؟ آيا اعتقاد به موجودی غير خدا شرک است (شرک ذاتی) و لازمه توحيد ذاتی اين است که به موجوديت هيچ چيز غير از خدا (ولو به عنوان آفريده او) اعتقاد نداشته باشيم؟ (نوعی وحدت وجود) بديهی است که مخلوق خدا فعل خداست، فعل خدا خود شأنی از شئون اوست و ثانی او و در قبال او نيست. مخلوقات خداوند تجلی فياضيت او هستند. اعتقاد به وجود مخلوق از آن جهت که مخلوق است، متمم و مکمل اعتقاد به توحيد است نه ضد توحيد. پس مرز توحيد و شرک وجود داشتن و نداشتن شيء ديگر، هر چند مخلوق خود او نيست. آيا اعتقاد به نقش مخلوقات در تأثير و تأثر و سببيّت و مسببيّت شرک است؟ (شرک در خالقيت و فاعليت) و آيا لازمه توحيد افعالی اين است که نظام سببی و مسببی جهان را بايد انکار کرد و هر اثری را مستقيماً و بلا واسطه از خدا بايد دانست و برای اسباب هيچ نقشی قائل نبود؟ مثلاً معتقد بود که آتش نقشی در سوزانيدن، آب در سيراب کردن و باران در رويانيدن و دوا در بهبود بخشيدن ندارد. خداست که خود مستقيماً میسوزاند، سيراب میسازد، میروياند و بهبود میبخشد. بود و نبود اين عوامل يکسان است. چيزی که هست عادت خدا بر اين است که کارهای خود را در حضور اين امور انجام دهد. مثلاً اگر انسانی عادتش بر اين باشد که هميشه در حالیکه کلاه بر سر دارد نامه بنويسد، بود و نبود کلاه در نوشتن نامه تأثيری ندارد، ولی نويسنده نامه نمیخواهد با نبود کلاه نامهای بنويسد. مطابق اين نظريه، بود و نبود اموری که عوامل و اسباب ناميده میشوند از اين قبيل است و اگر غير از اين قائل بشويم برای خدا شريک و يا شريکها در فاعليت قائل شدهايم (نظريه اشاعره و جبريون). اين نظريه نيز صحيح نيست همچنانکه اعتقاد به وجود مخلوق مساوی با شرک ذاتی و اعتقاد به خدای دوم و وجود قطبی در مقابل خدا نيست، بلکه مکمل و متمم اعتقاد به وجود خدای يگانه است، اعتقاد به تأثير و سببيّت و نقش داشتن مخلوقات در نظام جهان نيز با توجه به اينکه موجودات استقلال در ذات ندارند، استقلال در تأثير هم ندارند. «موجود به وجود او و مؤثر به تأثير او هستند.» شرک در خالقيت نيست بلکه متمم و مکمل اعتقاد به خالقيت خداوند است. اما اگر برای مخلوقات به لحاظ تأثير، استقلال و تفويض قائل بشويم و چنين بينديشيم که نسبت خداوند به جهان نسبت صنعتگر است به صنعت (مثلاً سازنده اتومبيل و اتومبيل) که صنعت در پيدايش خود نيازمند به صنعتگر است، ولی پس از آنکه ساخته شد کار خود را طبق مکانيسم خود ادامه میدهد. صنعتگر در ساختن صنعت نقش دارد نه در کارکرد مصنوع پس از ساخته شدن. اگر سازنده اتومبيل هم بميرد اتومبيل به کار خود ادامه میدهد. اگر چنين بينديشيم که عوامل جهان : آب، باران، برق، حرارت، خاک، گياه، حيوان، انسان و غيره نسبتشان با خداوند چنين نسبتی است. (چنانکه معتزله احياناً چنين نظری دادهاند) قطعاً شرک است. مخلوق در حدوث و بقا نيازمند به خالق است، در بقا و در تأثير به اندازه حدوث نيازمند است. جهان، عين فيض، عين تعلّق، عين ارتباط، عين وابستگی و عين «از اوئي» است. از اين رو تأثير و سببيّت اشيا عين تأثير و سببيت خداوند است، خلاقيت قوهها و نيروهای جهان اعم از انسان و غير انسان عين خلاقيت خداوند و بسط فاعليّت او است. بلکه خود اعتقاد به اينکه نقش داشتن اشيا در کار عالم شرک است، شرک میباشد. زيرا اين اعتقاد ناشی از اين نظر است که ناآگاهانه برای ذات موجودات استقلالی در مقابل ذات حق قائل شدهايم و از اينرو اگر موجودات نقشی در تأثير داشته باشند تأثيرات به قطبهای ديگر نسبت داده شده است. پس مرز توحيد و شرک اين نيست که برای غير خداوند نقشی در تأثيرات و سببيتّها قائل بشويم يا نشويم. ..... | | | واژههاي كليدي: | |
| متن كامل [PDF 74 kb] | | | |
| | نحوه استناد به مقاله | Download citation data for: BibTeX | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks | Send citation data to: CiteULike | RefWorks | | | | | مطهری شهيد آيت اله مرتضی، مرز توحيد و شرک مجله دندانپزشكي جامعه اسلامي دندانپزشكان، 1388; 21 (1) :5-7 |
| | ارسال نظر درباره این مقاله | | | |
| | |
| |
| |
| |
| |
| |
| |